خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۲۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به من نه نامه از آن شوخ دلنواز آمدهمای رفته ز بخت بلند باز آمد
۲
فکنده سر به زمین قاصدم به سوی تو رفتچو دید قامت سرو تو سرفراز آمد
۳
بجز ترانهٔ ناقوس نغمه راست نکرداگرچه مطرب عشق از ره حجاز آمد
۴
کسی است عاشق صادق که در شب هستیچو صبح خوشدل و چون شمع جانگداز آمد
صفحهٔ ۱ از ۲