شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز هجرش جان به کار آمد نیامدسرشکم در کنار آمد نیامد
۲
خمارآلوده و در کف صراحیخزان رفت و بهار آمد نیامد
۳
رقیب دیوسیرت شکر ایزد[به دور] آن نگار آمد نیامد
۴
ز من کاری که مقبول تو باشدفلک هم دستیار آمد نیامد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth