شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۳۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی فرنگی با مسلمانی نهانی می‌کندآنچه با ما آشکارا یار جانی می‌کند
۲
از خدنگ حادثات چرخ ای دل گوشه‌گیرچون کمان با پشت خم آن هم جوانی می‌کند
۳
فتح ملک دل به نام عشق ثبت است از ازلاندرین اقلیم او صاحبقرانی می‌کند
۴
ای بسا دلداده را جان داده او بی‌گفتگوکار صد خضر و مسیحا را زبانی می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth