خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن ماهوش که در همه جا جلوه می کندخورشید در خرابهٔ ما جلوه می کند
۲
در سینه های روشن و در دیده های پاکدایم ز فیض صلح و صفا جلوه می کند
۳
از موج خیز حادثه بی طاقتی چراای ناخدا مگر دو خدا جلوه می کند؟
۴
خورشیدوش برآمده از خوابگاه نازامروز باز تا به کجا جلوه می کند
صفحهٔ ۱ از ۳