شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۳۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شیشه و پیمانه و دل غم ز هم کم می‌کننداهل دل از راه دل، دل‌پرسی هم می‌کنند
۲
بس که خود را دوست می‌دارند ابنای زمانپیشتر از زخم ایشان فکر مرهم می‌کنند
۳
غنچه را در بزم ما منع شکفتن کرده‌اندنخل مومی را در اینجا شمعِ ماتم می‌کنند
۴
نیست غم در کشور وارستگان روزگارشادی صبح طرب در شام ماتم می‌کنند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth