شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۳۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوستان از سر این تودهٔ غم برخیزیدزود باشید چه بیش است و چه کم برخیزید
۲
گرچه بر ساحل این دجله نشستید بسیوقت آن است که با دیدهٔ نم برخیزید
۳
هر دلی را که غباری ز شما بنشیندزود سازید دوا و چو الم برخیزید
۴
چند جامی بکشید و سر دارا شکنیددر خرابات نشینید و چو جم برخیزید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth