خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر نفس در کوی جانان کوه غم باید بریدزهر باید نوش کرد از جام جم باید برید
۲
دهر دریایی است بی پایان و ما امواج اوای رفیقان همچو موج آخر ز هم باید برید
۳
مهدجنبان، درد و [انده] دایهٔ غم، مشفقشناف طفل خویشتن را با الم باید برید
۴
با دم تیغ فنا هر بند و پیوندی که هستاز نیستان تعلق چون قلم باید برید
صفحهٔ ۱ از ۲