شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۳۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نامهٔ شوق چو املا کنمش بر کاغذچشم بندم که ز اشکم نشود تر کاغذ
۲
حرف از زلف و رخ دوست نمودم انشاقلمم دستهٔ گل گشت و معنبر کاغذ
۳
مهر دل کردم و با رشتهٔ جان پیچیدمتا نیفتد به ره از بال کبوتر کاغذ
۴
یاسمن را نبود بار تعلق بر دوشبه ره آورد بهارش زده بر سر کاغذ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth