شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۳۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد زخم تیغ تیز تو در کام جان لذیذخون جوشد از دمش چو می ارغوان لذیذ
۲
شد آبروی تیغ تو در کام جان لذیذخون از دمش به دل چو می ارغوان لذیذ
۳
گردون چو نیشکر به دهان می‌مکد مراآری که در مذاق بود استخوان لذیذ
۴
با آن که خامش است دلا راست گو سخنحلوای قند یا لب آن مهربان لذیذ؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth