خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد میسر شب وصلت شب عید آخر کارماه را دید به رخسار تو دید آخر کار
۲
یاد از پیرهن یوسف مصری می دادهر نسیمی که ز کوی تو وزید آخر کار
۳
حاصل کار جهان غیر پشیمانی نیستکیست در دهر که دستی نگزید آخر کار؟
۴
بسکه مشق غم بی برگ و نوایی کردیماز نی خامهٔ ما ناله دمید آخر کار
صفحهٔ ۱ از ۳