شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۳۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی صفت گر شود این جان علایق آثارسایهٔ سر نکنم جز الف قامت یار
۲
هر نفس دل به تو راه دگری می یابدچارهٔ کوی تو بیرون بود از حد شمار
۳
بحر را کشتی ما موج صفت می گرددکه رود تا به میان گاه بیاید به کنار
۴
دم فروبند و به من راه سخن را واکنکه کشد از نفس آیینهٔ طبعم آزار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth