شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۳۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با چنین دل چون توانم کرد جانان را سپاسمن که از تن جان و جانان را ز جان سازم قیاس
۲
دانش خود دانش پروردگار خود [یکی] استنیست فرقی در میان خودشناس و حق شناس
۳
نیستم هرگز گمان آن که در این کارگاهبهتر از پوشیدن عیب کسان باشد لباس
۴
پاس پیمان دار و لب را بر لب پیمانه نهعاقبت بر عهد و باد است دنیا را اساس
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth