خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاکل خود را ببین از پیچ و تاب ما مپرسطالع بیدار خود را بین ز خواب ما مپرس
۲
لب ببند از گفتگو درسی ز حال ما بگیرجز خموشی نیست حرفی از کتاب ما مپرس
۳
سینهٔ بریان دل مجروح چشم تر مزه استجای می خالی است ساقی از کباب ما مپرس
۴
نبض ما بگرفت شد دست فلاطون رعشه دارمی شود سیماب، آب از اضطراب ما مپرس
صفحهٔ ۱ از ۳