خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سبزهٔ خط گو دمید آشفته چون سنبل مباشبیش از این در قید زلف و پیچش کاکل مباش
۲
از هزاران بی وفا عاشق چه حاصل عشق راباغ باید سبز گو تعریف گر بلبل مباش
۳
تیغ همت تیز می باید که در قتل عدوذوالفقار مرتضی کافی است گو دلدل مباش
۴
سعی کن جزء وجود خویش را بر هم بزناین قدر ای مرد خودبین در تلاش کل مباش
صفحهٔ ۱ از ۲