خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چرا پر است ز عالم، دل خریدارشکه سیم ناسره آمد جهان به بازارش
۲
نشان کوی کسی را دلم طلب داردکه آفتاب بود پشت و روی دیوارش
۳
دلی که بی الم روزگار باشد نیستفلک به چرخ درآمد ز داغ بسیارش
۴
چه گویم از گل رویی که نرگس چشمشبه سایهٔ مژه سازد ز خواب بیدارش
صفحهٔ ۱ از ۲