شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۳۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار ما بنمود رو شد در حجاب از پرتوشطرفه شمع است این که می گردد بتاب از پرتوش
۲
زینهار ای دل صفات از ذات او خارج مداننیست غیریت میان آفتاب از پرتوش
۳
کرد عالم را بنا و جلوه ای در کار کردعکس ها افتاد بر روی نقاب از پرتوش
۴
چون نسیمی مو پریشان کرد و بر گلشن گذشتبر زمین افتاد سنبل شد گلاب از پرتوش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth