خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۴۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخر دمید بر رخ جانان، بهار خطدر دور روی یار نمود اعتبار خط
۲
سنبل چسان کشد سر خود در بنفشه زاراز پا فتاد زلف تو در روزگار خط
۳
بر روی خویش تیغ جفا را چه می کشیمشق ستم مساز پی اقتدار خط
۴
دل چون سفینه می رود از خویشتن که گاهدریای حسن موج زند در کنار خط
صفحهٔ ۱ از ۲