خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۴۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتند بر رخ تو نمایان شده است خطبد کرده هر که گفته به روی تو زین نمط
۲
در دیده اش ز نور سودای نبوده استحرفش غلط برآمد و خط بر رخت غلط
۳
خط بر رخ تو نسخهٔ خوبی تمام کردخالی است بر کنار لبت جای یک نقط
۴
افتاده ام به دست دل چشم اشکبارتا کی کشم مزاحمت دشت و رنج شط؟
صفحهٔ ۱ از ۲