خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۴۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترک دنیا کن و از دنیا ملافچند باشی چون زنان زیر لحاف
۲
جوهرش کی می نماید با کسیتیغ تا بیرون نیاید از غلاف
۳
هستی ات تل بزرگی گشته استچند خواهی کرد این تل را طواف
۴
گر [همایی]خود تو سیمرغی شویچون برآیی بر سر این کوه قاف
صفحهٔ ۱ از ۲