خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۴۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تنم چو روح سبک گشته در هوای لطیفز بوی خویش چو گل کرده ام غذای لطیف
۲
خیال روی تو آرام دیده و دل ماستبه درد چشم نسازد بجز دوای لطیف
۳
اگرچه غنچهٔ گل در قبای ناز، خوش استخوش است قامت سرو تو در عبای لطیف
۴
لطیف را سر و برگی به دردمندان نیستمگر به داد سعیدا رسد خدای لطیف
صفحهٔ ۱ از ۱