شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گوشه ای نیست که آن جا نرسد پای فراقمنزلی نیست که خالی نبود جای فراق
۲
ساحل وصل کجا روی نماید در خوابکشتی هر که بیفتاد به دریای فراق
۳
در هراسم ز کف پای خیالش که بسی استحجر تفرقه در دامن صحرای فراق
۴
ز امتحان سامعه از پنبهٔ غفلت پر کردگوش عالم نشد آسوده ز غوغای فراق
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth