شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه غم از قبله و از قبله نما دارد عشقکه به هر گردش دل رو به خدا دارد عشق
۲
آفتاب چو رخ ماه جبینی همراهآسمان چون خم زلف تو دو تا دارد عشق
۳
ما که آشفته تریم از گل صد برگ دگرشورش بیهده ای بر سر ما دارد عشق
۴
در دل مردمک دیدهٔ مورش رقصی استبر سر هر مژه ای نشو و نما دارد عشق
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth