خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۴۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گریه را سرکرد چشمم باز طوفان کرد عشقکاسهٔ آب دلم را بحر عمان کرد عشق
۲
سوخت ما را گرچه از غم لیک جانان را گداختکس به تن هرگز نسازد آنچه با جان کرد عشق
۳
باعث تشویش معشوق است جوش عاشقاناز هجوم بلبلان گل را پریشان کرد عشق
۴
خادم طفل کلیسا ساخت چندین شیخ راای بسا فرعون را موسای عمران کرد عشق
صفحهٔ ۱ از ۲