شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی حجابانه برآورده سر از دامن خاکبه هوای لب شکرشکنت پنجهٔ تاک
۲
دست از حلقهٔ زلف تو چسان بردارمبسته امید سر خویش تو را بر فتراک
۳
عقل و فطرت دو اسیرند تو را در خدمتکمترین بندهٔ فرمان تو باشد ادراک
۴
ارض سجاده به میدان رضا افکندهآسمان خانه به دوش است به راهت چالاک
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth