شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کو [دلی] کز ستم چرخ نباشد غمناکدیده ای کو که نباشد ز جفایش نمناک
۲
از لگدکوب زمین را به زمان پردازممی زنم چرخ که در چرخ درآید افلاک
۳
لاله گردیدم و رعنا شدم و گل گشتمسینه ام داغ و رخم زرد و گریبان صد چاک
۴
جگر شیر شود آب در آن حلقهٔ زلفچیست دل تا نشود خون به خم آن فتراک
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth