خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۴۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگهش خاطر آگاه نماند در دلجلوهٔ قامت او آه نماند در دل
۲
بر حصیر فقرا هر که شبی خواری دیدذوق مسند هوس جاه نماند در دل
۳
آن چنان خاطر از اندیشهٔ باطل کن پاککه دگر کینهٔ بدخواه نماند در دل
۴
که تواند که نشیند ز عدم خاطرجمعهر که را رفتن این راه نماند در دل
صفحهٔ ۱ از ۲