شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کس را چه آگهی است ز فکر متین دلسرها شکسته بر سر آیین و دین دل
۲
یک بار چون خیال گر افتی به دست منمالم چها جبین تو را بر جبین دل
۳
دانی چه می کشند ز دست دل تو خلقچون من اگر شوی دو نفس همنشین دل
۴
گاهی به آب چشم حرارت فرونشانگرمی زیاده گر [بکند] انگبین دل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth