شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ریزد خزان به خاک چو برگ و نوای گلجز عندلیب نیست کسی آشنای گل
۲
از گوشهٔ کلاه شکست آفتاب منرنگ پریده را به هوا از هوای گل
۳
دور از تو چون شوم که نگردد دمی جداهر جا که می رود سر بلبل ز پای گل
۴
با ما جفا و جور جهان از اشارتی استکی خار می خلد به کفی بی رضای گل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth