شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به هر چمن که وصال تو را خیال کنمچون گل به خون جگر رنگ خویش آل کنم
۲
به صد زبان نشود اشتیاق من ظاهرچو گل به باد صبا گر بیان حال کنم
۳
چنان خیال تو جا کرده است در جانمکه گر به خویش بیایم تو را خیال کنم
۴
امید هست ز لطف خدای بی همتاکه قصر و خانهٔ بدخواه پایمال کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth