شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به یاد روی تو خورشید را نظاره کنمخیال چشم تو را روز و شب چه چاره کنم
۲
چو بحر و گوهر یکدانه گر به کف آییتو را کشم به میان، خویش را کناره کنم
۳
گذارم آن قدر ای چرخ، داغ بر سر داغکه آفتاب و مه و اختر و ستاره کنم
۴
چه شد که کشت مرا امشب از جفا چون شمعشبی دگر چو شود زندگی دوباره کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth