شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همچو گل راز درون خود نمایان می‌کنمخویش را در عین جمعیت پریشان می‌کنم
۲
همچو دریا چین به رو دارم ولی صافی دلمهمچو شبنم گریه را در خنده پنهان می‌کنم
۳
تازه می‌سازم به ناخن زخم‌های کهنه راغیر می‌داند به درد خویش درمان می‌کنم
۴
طینتم پاک است از عصیان مرا اندیشه نیستآفتابم در حجاب ابر جولان می‌کنم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth