خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۵۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می سزد گر کله خویش به سر کج بینممن که چون لاله ز خون دل خود رنگینم
۲
چون فلک نی به هوای دل خود در چرخمچون زمین بار جهان می کشم و تسکینم
۳
ظاهرم رنگ دگر دارد و باطن دیگربدنم گرچه ز خاک است به جان سنگینم
۴
باده چون نوشم و دلجمع چسان بنشینممن که از شادی بسیار چو گل غمگینم
صفحهٔ ۱ از ۲