خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۵۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اول چو داغ بر سر دردی رسیده ایمچون آه تا به خاطر مردی رسیده ایم
۲
جو جو حساب خویش به خرمن سپرده ایمچون کاه تا به چهرهٔ زردی رسیده ایم
۳
ما در پس کمال به خاک اوفتاده ایمدانند ناقصان که به گردی رسیده ایم
۴
هر گه نظر به موسم خود می کنیم ماچون نوبهار رفته و وردی رسیده ایم
صفحهٔ ۱ از ۴