خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۵۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیرالامور اوسط اولاد آدمیمدر عین عالمیم و مبرا ز عالمیم
۲
در مفلسی است چاشنی حد اعتدالچون کاسهٔ تهی نه زیادیم و نه کمیم
۳
در دامگاه حادثه صیدی چو ما که دیدرامیم با شکاری و از خویش می رمیم
۴
دیدیم تا در آینهٔ دل جمال دوستاسکندر زمانه و هم جام و هم جمیم
صفحهٔ ۱ از ۳