شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۵۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از چشم خود ای دلبر شایسته حذر کنتو خسته نه ای ای نفس از خسته حذر کن
۲
[هشدار] ز چشمی که به حیرت نگران استمستی که به ره می رود آهسته حذر کن
۳
خال تو سپندی بر آن آتش رخساردر آینه ز این دانهٔ برجسته حذر کن
۴
ز این بیش مکن جور و جفا رحم به خود کناز آه دل مردم وارسته حذر کن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth