شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۵۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به حال عالم افسرده دیده ای تر کنچو ابر بر سر این خاک، گریه ای سر کن
۲
به هر دو ساغر می، مصرعی بخوان رنگینبه پای دختر رز، عقد شعر، زیور کن
۳
دوباره حرف مگو از برای عشق سخنسخن ز عشق اگر می کنی مکرر کن
۴
گشای زلف به باد صبا بگو که برودماغ سوختگان مرا معطر کن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth