خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۵۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبحدم مطلوب چون مست شراب آید برونز آه صدیقان او بوی کباب آید برون
۲
کی شود ظاهر کرامت از ولی پیش نبیذره ها پنهان شود چون آفتاب آید برون
۳
سال ها شد جای در ویرانهٔ دل کرده امعاقبت گنجی مگر از این خراب آید برون
۴
عاشقی نسبت به سیماب است بهتانی به عشقکی به گشتن بی قرار از اضطراب آید برون
صفحهٔ ۱ از ۲