شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۵۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که از قدرت تویی حسن آفرین تازه ایباز از روی کرم بنما جبین تازه ای
۲
جلوهٔ معشوق چون هر دم به رنگی دیگر استمی توان هر روز پیدا کرد دین تازه ای
۳
کس نمی داند جهان را چیست از تبدیل وقتهر زمان این دست دارد آستین تازه ای
۴
می کند احیا به رنگی خاندان کفر راهر نفس می افکند بر زلف، چین تازه ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth