شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۵۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو تا به کی دل و جان در امان نگه داریز تیر حادثه تا کی نشان نگه داری
۲
لب از حلاوت آن وانمی شود دیگراگر تو قند سخن در دهان نگه داری
۳
خیال غیر به دل می کنی چه شرم است اینکه در میان حرم با بتان نگه داری
۴
چه غنچه های معانی به دل شکفته نگرددبه شرط آن که چو سوسن زبان نگه داری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth