خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان عالم تو و این قصه ز جانت پیداستیار من، جان منی و جان جهانت بفداست
۲
شور عشقت ز جهان جان مرا یکتا کرداین چه شورست که از عشق تو اندر سر ماست؟
۳
هرکرا نور یقین رهبر و همراه بوددامنش تر نشود گر همه عالم دریاست
۴
گر ترا عین یقین هست ببینی بیقینعشق از غره پیشانی جانان پیداست
صفحهٔ ۱ از ۳