خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون نور رخت از همه سو ظاهر و پیداستذرات جهان را بولای تو تولاست
۲
آن زلف دلاویز بر آن روی دل افروزآشوب جهان آمد و سر فتنه غوغاست
۳
دل را ز جهان هیچ تمنای دگر نیستجز دولت درد تو، که آن مقصد اقصاست
۴
بالات چو دیدیم دل از دست بدادیمما را چه گناهست؟ چو این فتنه ز بالاست
صفحهٔ ۱ از ۳