شعر را زندگی کن
خلوتی با قاسم انوار

شمارهٔ ۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوست در مجلس جان آمد و محفل آراستشیوها کرد که هرگز بصفت ناید راست
۲
باده نوشید و غزل خواند و صراحی در دستهر کجا رفت بدین شیوه قیامت برخاست
۳
گر ترا دیده دل روشن و صافی باشدپرتو نور تجلی ز جبینش پیداست
۴
باده ام دادی و گفتی که: ز ما شاکر باشگر همه شکر شوم شکر تو نتوانم خواست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth