خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۱۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیار جان طلب کار را بحضرت دوستببین که با همه ذرات کون رو در روست
۲
قلم برندی ما رفته است روز ازلجزع چه سود کند؟ چون رقم چنین زد دوست
۳
مرا ز خم تو یک جرعه ای تمام بودبیار رطل محبت، چه جای جام و سبوست؟
۴
بوصل ما چو رسیدی تو شاد و خرم باشجهان و جان بعوض ده، که دولت نیکوست
صفحهٔ ۱ از ۲