خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۱۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمیتوان خبری دادن از حقیقت دوستولی ز روی حقیقت حقیقت همه اوست
۲
بیا، که وصف جمال تو میرود، بشنوبیا، که قصهٔ صاحبدلان به وجه نکوست
۳
به ابروت نتوان کرد اشارتی، که مدامز ترک چشم تو ترسم، که مست و عربدهجوست
۴
کمینه جرعهٔ رندان دیر ما دریاستز حد گذشت حکایت، چه جای جام و سبوست؟
صفحهٔ ۱ از ۲