شعر را زندگی کن
خلوتی با قاسم انوار

شمارهٔ ۱۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عرصه عالم بما پیداست، ما پیدا بدوستجمله ذرات جهان را رو بدان روی نکوست
۲
مست دیدارند ذرات جهان بر طور عشقدر دل هر ذره ای صد آتش از سودای اوست
۳
حسن عالم گیر او هرجا بنوعی جلوه کرداین یکی گوید: حبیبی و آن دگر گوید که: دوست
۴
ناصحا، زین بیشتر بدخو و بدگویی مکنآبروی ما نریزی، آبرو نه آب جوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth