خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۱۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان یار جفا پیشه، که پشتست و پناهستغافل مشو، ای دوست، که آن عین گناهست
۲
ای یار، مشو غافل از آن خسرو جانهازان شاه دل افروز، که سلطان سپاهست
۳
در مذهب ما جمله بیک نرخ روانستدر حضرت آندوست چه کوهست و چه کاهست
۴
اما تو کسی را که بارشاد گزیدیاو رهزن راه آمد، نه رهبر راهست
صفحهٔ ۱ از ۲