شعر را زندگی کن
خلوتی با قاسم انوار

شمارهٔ ۲۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درمان طلب کردم بسی،این درد را درمان نشدوندر پی سامان شدم،آخر سر و سامان نشد
۲
آمد مه روزه طلب، ما گشنه ایم و تشنه لباین تشنگی از مانرفت،شعبان ما شعبان نشد
۳
چندان قدم زد جان ما در عشق آن جانان ماآسان ما دشوار شد، دشوار ما آسان نشد
۴
ای صوفی رنگین نمد، کی آب استد در سبد؟راهی نرفتی در رشد، کفر تو تا ایمان نشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth