خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۲۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آیینه سبب گشت که روی تو عیان شدروی تو سبب بود که آیینه نهان شد
۲
از شرم رخت گشت نهان آینه، آریچون حسن ترا دید که مشهور جهان شد
۳
یک لمعه ز رخسار تو ناگاه درخشیدجانها همه زان حالت خوش رقص کنان شد
۴
با حلقه گیسوی تو هرکس که سری داشتدر عاقبت کار ز سودازدگان شد
صفحهٔ ۱ از ۲