خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۲۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن ماه دل افروز که رشک قمر آمددر پرده نهانست ولی پرده در آمد
۲
گلهای بساتین همه نالند چو بلبلچون حسن تو در صحن چمن جلوه گر آمد
۳
هرجا که تجلی رخت جلوه عیان کردبالا شجری،دل حجری،لب شکر آمد
۴
یک لمعه ز رخسار تو در ملک جهان تافت«صدق » ز دل خرقه و زنار بر آمد
صفحهٔ ۱ از ۳