خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۲۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در آن چمن که تو دیدی گلی ببار نماندخزان درآمد و سر سبزی بهار نماند
۲
ز پای دار و سر تخت قصه کمتر گویکه این کرامت و آن غصه پایدار نماند
۳
ز مستعار جهان مست عار بود حکیمز مستعار چو بگذشت مست عار نماند
۴
تو اختیار بجانان گذار و جان پرورکه بخت یار شد آنرا که اختیار نماند
صفحهٔ ۱ از ۲